تبليغاتX
چرا به اون قصرت ای خدا صدای من نمیرسه

۩۞۩ راه نداره به دل من هر کسی ۩۞۩






خداحافظ 

 

خداحافظ

 

همین حالا

همین حالا که من تنهام

 

خداحافظ

به شرظی که بفهمی

تر شد چشمام

 

خداحافظ

کمی غمگین

به یاد اون هم تردید

به یاد اسمونی که

منو از چشم من میزیخت

اگه گفتن خداحافظ

نه اینکه رفتنت سادس

نه اینکه میشه باور کرد

دوباره اخر جاده س

 

خداحافظ

واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی

بی تو و با توهمینه رسم این دنیا

خداحافظ

خداخافظ

همین حالا

 

خداحافظ

خداحافط همین حالا

 


عنوان نداره  

از پس پرده نگاه کن

مثل شطرنجه زمونه

هر کسی مثل ی مهره

توی این بازی میمونه

 

یکی مثل ما پیاده

یکی صد ساله سواره

ینفر خونه به دوشه

یکی دوتا قلعه داره

 

ی طرف همه سیاه و

ی طرف همه سفیدن

روبه روی هم ی عمره

ما رو دارن بازی میدن

 

اونا که اول بازی توی خونه ی تو و من

پیش پای اسب دشمن اون همه سربازو چیدن

ببین امروزم تو بازی میون شاه و وزیرن

هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن

 

تاج و تخت شاه دیروز در قلعه شون نمیشه

به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاجو از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت

 

اون که ما رو بازی میده

اونه که مهره رو چیده

اون که نه شاه نه سرباز

نه سیاه نه سفیده

 

از پس پرده نگاه کن


تصور کن  

 

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته

جهانی که تو اون پول نژاد قدرت ارزش نیست

جواب همصدای ها پلیس ضد شورش نیست

 

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشو رو مین جا نمیذاره

همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمیخونی نهنگها خودکشی کردن

 

جهانی رو تصور کن بدون نفرت باروت

بودن ظلم خود کامه بودن وحشت و تابوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند وآزادی

لبا لب از گل و بوسه پر از تکرار ابادی

 

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانس

تمام جنگهای دنیا شدن مشمول آتش بس

 

کسی آوای عالم نیست برابر با همن مردم

دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه گندوم

بدون مرز ومحدوده وطن یعنی همه دنیا

تصور کن  تو میتونی بشی تعبیر این رویا

 

سیاوش قمیشی

 


 

 

امشب دوباره دلم بی صدا شکست

با گریه ای غریب و غمی اشنا شکست

تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو

پرواز کرد و چون غمی رها شکست

عمری من شکستم و با درد ساختم

اما کسی نگفت چرا بی نوا شکست

مانده ام میان موج غریبی ز اشک و آه

کشتی صبرم بی ناخدا شکست

ای کاش باز به داغ دلم رسی

امشب دوباره دلم بی صدا شکست

 

 


برای تو ... 

دیگه دیدنم محاله

دیگه برگشتن خیاله

سزای کارت همینه

دل از اون نگات بیزاره






FREES.BLOGFA.COM